خر کتاب

یه چیزی تو همون مایه های خر خونه خودمون.

خر کتاب

یه چیزی تو همون مایه های خر خونه خودمون.

خر کتاب

فقط تصور کن یه زمستون سرد، یه رمان 1500 صفحه ای ، کنار شومینه با یه لیوان چایی دبش یا قهوه ی روزگاری ...
من ، خاطرات و آرزوهام یکی اند...

۷ مطلب در آبان ۱۳۹۴ ثبت شده است

هر که در قم است می گوید ، احساس غربت اینجا معنی ندارد.

و همه با هم آشنایند ... و وقتی در حرمید حس می کنید چادر مادر که بر روی سر و چشم دلتان می افتد و اگر یک شب حرم نروید ، نفستان به شماره می افتد.

و این است که حرمش هوای من است و منم اسیر حرم.

السلام علیک یا فاطمه معصومه

۱۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۴ ، ۰۹:۳۳
کافه چی

یا رومی روم، یا زنگی زنگ ...

۸ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۴ آبان ۹۴ ، ۱۶:۵۷
کافه چی

ماهی در تُنگ افتاد. ماهی تُنگ مجاور را گفت: چگونه خلاص شویم برادر ؟!

و آن ماهی گفت: اینقدر سر به تُنگ بکوب، که یا تُنگت بشکند یا سرت. فرقی هم نمی کند،

آخرش مرده ای...

-----------------------------------------

پ ن1:

نفرین به من که حتی در خوابهایم

پروانه ای بدون قفس پر نمی زند....

۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۰ آبان ۹۴ ، ۱۸:۱۶
کافه چی

خوش شانسی یعنی:

ناشناسی ایرانسلت را 5 هزار تومن آپ کند :).

آن هم شماره ای که هیچ کس نداردش.

پ ن1: چه کنم ؟! هیچ ردی ازش ندارم . بخورم بره ؟!!

۱۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ آبان ۹۴ ، ۲۲:۲۱
کافه چی

چند وقتی است دچار خودسانسوری شده ام/

سانسور کردن دیگران برای خودم/

خوب است یا بد؟!/

نمیدانم/

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ آبان ۹۴ ، ۲۲:۱۷
کافه چی

ر زندگی پرشتاب و دنیای گریزپای مجازی، روحی بر ما چیره شده است که این روح به دنبال خود سبک زندگی را به وجود آورده که توریستی است. روح زندگی توریستی، ساکن نمی‌شود، رونده و گریزپاست. نگاه می‌کند اما نمی‌بیند. زندگی می‌کند اما تامل نمی‌کند. مانند بی‌وقفه عکس گرفتن‌های امروزی که تمام زندگی‌مان را اشغال کرده است.

در فرهنگ ما رفتن به سیاحت و زیارت که هم فال بود و هم تماشا، زندگی هم بود. هرجا که می‌رفتیم در آنجا ساکن می‌شدیم. سفر اگر چند روزه بود یا چندین روزه، حتی سفر یک روزه‌ای مثل سیزده بدر. و عکس یا عکس‌هایی هم به یاددگار می‌گرفتیم که با دیدنشان همه‌ی خاطره‌های سفر زنده می‌شدند. ولی الان عکس می‌گیریم که عکس گرفته باشیم. ما از مکان‌هایی عکس می‌گیریم که در آن‌ها نزیسته‌ایم، گذر کرده‌ایم. عکس‌هایمان بی‌خاطره هستند، چون در آن مکان‌ها نزیسته‌ایم. ما در عکس‌ها زندگی می‌کنیم. جایی که نمی‌توان ساکن شد ساکن شده‌ایم؛ و این زندگی توریستی بر تمام جنبه‌های زندگی‌مان سایه انداخته است. حتی در کتاب خواندن. ما در سطح کتاب‌ها حرکت می‌کنیم. در آن ساکن نمی‌شویم و نمی‌اندیشیم.

...

فهمیه جعفری در نقد کتاب حسین سناپور

======================

پ ن1: دارم سعی می کنم که قرآن را زندگی کنم.

پ ن2: از کپی پیست خوشم نمی آید اما این یکی مثل بعضی یکی های دیگر فرق می کند.

۹ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ آبان ۹۴ ، ۱۷:۲۷
کافه چی

در شب های محرم، غیر از روایت های عجیب و غریب! که برخی از مدّاحین نقل می کنند ( که پرداختن به عمق فاجعه نیاز به نوشتاری دیگر دارد) برخی موضع گیری های سیاسی عجیب و غریب هم توسط روحانیون و مدّاحین عزیز دیده میشود. مثلا در هیئتی سخنران فرمودند: «من هم اگر جای آقای ظریف بودم با اوباما دست می دادم ... الخ» البته منظور ایشان این بود که مردم نباید درگیر حاشیه ها بشوند و به قول خودشان منظور سیاسی نداشتند. از طرف دیگر مداح همان هیئت بحر طویلی خواندند که در یک بند آن مضمونی اینچنین آورده شده بود که :« هنگامی که شمر برای حضرت عباس (ع) امان نامه آورد، قمر بنی هاشم نه با او دست داد و نه با او قدم زد»، که اشاره ای است به قدم زدن با کری و دست دادن با اوباما.

تازه این نوع نگاه تعریضی و کنایه ای که هیچ، برخی سیاسیون ما را مستقیما و بی رو دربایستی با شمر یکی می کنند و دیگران با افتخار با امام حسین.و اینگونه اما حسین و تفکر او باز هم قربانی می شوند، اینبار قربانی بهره برداری خطوط مختلف سیاسی.

خواننده : خب، پس باید هیئت سکولار باشد ؟!

نویسنده: هرگز. اما استفاده تقطیعی از امام حسین برای برداشت های سلیقه ای سیاسی منتفی است. امام حسین را باید به عنوان یک پدیده کلی و جامع شناخت تا معیار رفتارهای جزئی و مقطعی آن حضرت به دست آید. نه تنها امام حسین را بلکه سایر ائمه را با همدیگر و در کنار همدیگر به عنوان یک انسان سیاسی 250 ساله. یعنی رفتار سیاسی ائمه را باید تحلیل کرد.

البته نویسنده مخالف اعلام مصادیق عینی شمر زمان و حسین زمان نیست، اما در این اعلام مصادیق باید دلیل های اساسی و مبرهن آورده شود که هیچ باطل کننده ای نداشته باشند. برای مثال آمریکا عمر سعد است، اسرائیل هم شمر. خب دلایل این شمری و آن عمر سعدی الی ماشاءالله فراوان است اما متأسفانه مردم فراموش می کنند، مخصوصا در رابطه با آمریکا.

اما اگر بخواهیم در باره ی سلایق سیاسی اینگونه نظر بدهیم که مثلا پیامبر با ابوسفیان دست می داد (توجیه دست دادن ظریف) و حضرت عباس با شمر دست نداد (تخطئه دست دادن ظریف) به نظرم کاری عبث کرده ایم.

پ ن1: ای کاش اسم کتاب انسان 250 ساله تبدیل می شد به انسان سیاسی 250 ساله، یا انسان مبارز 250 ساله. چون این عنوان با متن کتاب بیشتر می خواند.

پ ن2: نظرم را در مورد دست دادن ظریف جداگانه خواهم گفت (که البته و مسلما مخالفت است)

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ آبان ۹۴ ، ۲۰:۲۵
کافه چی